پاسخ به شبهات اعتقادی

قصد داریم در این مجموعه نوشتار، شبهات اعتقادی را پاسخ دهیم
مشخصات بلاگ

در حال راه اندازی

بایگانی

۲ مطلب در مرداد ۱۳۹۷ ثبت شده است

در بررسی یک کتاب، دو مبحث مهمی که مورد توجه قرار میگیرند عبارتند از:

1. نویسنده ی کتاب
2. خود کتاب

یعنی نمی شود بگوییم که چون فردی ثقه است، پس هر آنچه که می گوید یا می نویسد باید به آن عمل بشود!

در رابطه با وثاقت علی بن ابراهیم، صاحب کتاب تفسیر القمی هیچگونه شکی نیست، همانطور که نجاشی می نویسد:

 680 علی‏ بن‏ إبراهیم‏ بن هاشم أبو الحسن القمی،

ثقة فی الحدیث، ثبت، معتمد، صحیح المذهب‏

ترجمه: علی بن ابراهیم ثقه است در حدیث و قابل اعتماد بوده و صحیح المذهب می باشد.


رجال النجاشی، ص: 261


اما اثبات وثاقت شخص دال بر اثبات فعل و قول او نمی کند. زیرا او معصوم نیست و احتمال خطا دارد!


اما در رابطه با اینکه ایشان کتاب تفسیری داشتند یا خیر؟! باید عرض کرد که بله ایشان کتاب تفسیری داشتند. و آیت الله سبحانی حفظه الله در این باره می نویسد:


التفسیر المنسوب إلى القمی تفسیر روائی ، وربما جاءت فیها أنظار عن نفس علی بن إبراهیم بقوله : قال علی بن إبراهیم .


ترجمه: تفسیری که به قمی نسبت داده می شود، تفسیر روائی است. چه بسا دیدم که مطالبی از خود علی بن ابراهیم آمده که گفته: گفت علی بن ابراهیم.


کلیات فی علم الرجال - الشیخ السبحانی - ص 311


نجاشی نیز بیان می کند که برای علی بن ابراهیم تفسیری است:


و له کتاب التفسیر

ترجمه: برای او ( علی بن ابراهیم ) کتاب تفسیری می باشد.


رجال النجاشی، ص: 261


اما محل مناقشه این است که آیا تمام آنچه در این کتاب وجود دارد، صحیح است یا خیر؟ و آیا به طور کلی هر کسی که در اسانید کتاب وجود دارد ثقه است؟


اولا محرز است که تمام تفسیر منتسب به علی بن ابراهیم نیست. آیت الله سبحانی حفظه الله در این باره می نویسند:


6 التفسیر لیس للقمی وحده

إن التفسیر المتداول المطبوع کرارا ( 2 ) لیس لعلی بن إبراهیم وحده ، وإنما هو ملفق مما أملاه علی بن إبراهیم على تلمیذه أبی الفضل العباس ، وما رواه التلمیذ بسنده الخاص عن أبی الجارود من الإمام الباقر علیه السلام .


ترجمه: تفسیر قمی فقط برای او نیست. قطعا تفسیری که وجود دارد برای علی بن ابراهیم به تنهایی نیست و متشکل از چیزی است که علی بن ابراهیم به شاگردش ابی الفضل العباس املا کرده و آنچه که رشاگردش به سند خاص از ابی الجارود از امام باقر علیه السلام وایت کرده است.


کلیات فی علم الرجال - الشیخ السبحانی - ص 313


و در جای دیگر می نویسند:


أقول : ... وأنه لم یثبت أن مجموع التفسیر من تألیفه


ترجمه: ... قطعا ثابت نیست که مجموع تفسیر از مؤلف باشد.


کلیات فی علم الرجال - الشیخ السبحانی - ص 301


تا اینجا مشخص شد که در انتساب تمام کتاب به علی بن ابراهیم اختلاف وجود دارد.


ثانیا آیت الله سبحانی در مورد اینکه آیا تمام افرادی که در سند روایات وجود دارد، ثقه هستند یا خیر،  در مقدمه ی کتاب خود، می نویسند:


بالجملة یدل على توثیق کل مشایخه لا توثیق کل من ورد فی أسناد هذا الکتاب


ترجمه: بالجمله دلالت بر وثاقت تمامی مشایخ می کند، نه هر کسی که در اسناد این کتاب وارد شده است.


کلیات فی علم الرجال - الشیخ السبحانی - ص 301


و در مورد روایات این کتاب نیز شرطی را بیان می کنند و می نویسند:


6 ما ورد فی اسناد تفسیر القمی

ربما یستظهر أن کل من وقع فی أسناد روایات تفسیر علی بن إبراهیم المنتهیة إلى المعصومین علیهم السلام ثقة


آشکار می شود که هر کسی که در اسناد روایات تفسیر علی بن ابراهیم  واقع شده، آنچه که به معصومین علیهم السلام منتهی بشود، ثقه است.


کلیات فی علم الرجال - الشیخ السبحانی - ص 307 - 309


و همچنین آیت الله خوئی می فرمایند:


أن کل من وقع فی إسناد روایات تفسیر علی بن إبراهیم المنتهیة إلى المعصومین(ع)، قد شهد علی بن إبراهیم بوثاقته


ترجمه: هر کسی که در اسناد روایات تفسیر علی بن ابراهیم که منتهی به معصوم باشد واقع شده، علی بن ابراهیم شهادت به وثاقتشان کرده باشد.


معجم رجال الحدیث - السید الخوئی - ج 1 - ص 49


و محقق کتاب بحار نیز  همین مطلب را بیان می کند:


التفسیر الموجود لیس بتمامه منه قدس سره


ترجمه: تمام تفسیر موجود از علی بن ابراهیم نیست.


بحار الأنوار ج 22 ص 240 پاورقی شماره 3 ناشر : مؤسسة الوفاء - بیروت - لبنان


نتیجه:


اولا انتساب کامل کتاب به علی بن ابراهیم محل اشکال است


ثانیا هر کسی که در روایات این کتاب وجود دارد فقط اگر منتهی به معصوم باشد ثقه است


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ مرداد ۹۷ ، ۱۳:۱۱
حسین نقی پور
شنبه, ۶ مرداد ۱۳۹۷، ۰۶:۲۷ ب.ظ

سهو و فراموشی پیامبر


خداوند متعال در آیه 59 سوره ی مبارکه نساء می نویسند:


یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنکُمْ ۖ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِن کُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ ۚ ذَٰلِکَ خَیْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِیلًا


ترجمه: ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولو الأمر [= اوصیای پیامبر] را! و هرگاه در چیزی نزاع داشتید، آن را به خدا و پیامبر بازگردانید (و از آنها داوری بطلبید) اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید! این (کار) برای شما بهتر، و عاقبت و پایانش نیکوتر است.


در این آیه چند نکته وجود دارد که عبارتند از:

1. خداوند همانطور که در مورد اطاعت از خودشان مطلق بیان کرده اند، همان قول مطلق اطاعت را در رابطه با پیامبر و اولی الامر علیهم السلام بیان کرده اند

2. همانطور که خداوند عصمت و پاک از هرگونه خطا و نسیان است، قطعا جانشینان ایشان نیز پاک از هر پلیدی و نسیان هستند

3.  همانگونه که خداوند به انسان محبت دارد و میل به هدایت بشر دارد، همانگونه جانشینان ایشان نیز میل به هدایت انسان ها دارند

4. اگر ما از اطاعت خداوند سرپیچی بکنیم به گمراهی رفته ایم و این گمراهی در عدم تبعیت از رسول و اولی الامر نیز وجود دارد

این ها برخی از مواردی بود که از نگاه کوتاه به آن فهمیده می شود که اگر کسی به این موارد شک بکند یا یقیناً از اطاعت از این سه دسته دست بکشد، قطعا در گمراهی بوده و در آخرت نیز قطعا از خالدین فی النار خواهد بود.

قران که قول خداوند تبارک و تعالی است، حجت بر تمام افرادی است که خود را منتسب به اسلام می دانند و کسی نمیتواند منکر آن بشود اما متاسفانه در کتب اهل سنت و وهابیت مواردی یاد می شود که نه تنها در مقابل و مخالفت قول خداوند است، بلکه شأن فرستاده و جانشین خداوند را نیز پایین می آورد که این ها قطعا از اقوال بیهوده و باطل است و هر کسی که به آن ها اعتقاد داشته باشد، باید در اسلام و ایمان خود به رسول الله نیز شک  بکند، زیرا هیچ یک از مسلمانان به شخصی غیر پیامبر چنین نسبت هایی نمی دهند چه برسد به اینکه به اعلم و افضل تمامی مخلوقات  چنین تهمت های ناروا نسبت بدهد

محمد البخاری صاحب کتاب صحیح بخاری که تمامی اهل سنت اتفاق و اجماع بر صحت تمامی روایات آن دارند، می نویسد " پیامبر در حال نماز ظهر متوجه نشد که چند رکعت نماز خوانده" :


714 ـ حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مَسْلَمَةَ، عَنْ مَالِکِ بْنِ أَنَس، عَنْ أَیُّوبَ بْنِ أَبِی تَمِیمَةَ السَّخْتِیَانِیِّ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِیرِینَ، عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ، أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم انْصَرَفَ مِنَ اثْنَتَیْنِ، فَقَالَ لَهُ ذُو الْیَدَیْنِ أَقَصُرَتِ الصَّلاَةُ أَمْ نَسِیتَ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم " أَصَدَقَ ذُو الْیَدَیْنِ ". فَقَالَ النَّاسُ نَعَمْ. فَقَامَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم فَصَلَّى اثْنَتَیْنِ أُخْرَیَیْنِ ثُمَّ سَلَّمَ، ثُمَّ کَبَّرَ فَسَجَدَ مِثْلَ سُجُودِهِ أَوْ أَطْوَلَ


ترجمه: رسول خدا صلی الله علیه وسلم در رکعت دوم، نماز را تمام کرد؛ پس ذوالیدین به او گفت: آیا نماز را شکسته خواندید ویا اینکه فراموش کردید ای رسول خدا ؟ پس رسول خدا فرمودند: آیا ذوالیدین راست می گوید؟ مردم گفتند : آری! پس رسول خدا ایستاده و دو رکعت دیگر خواندند و سپس سلام گفته و تکبیر گفتند و سپس دو سجده مانند سجده نماز یا طولانی تر انجام دادند.



صحیح البخاری ج1 ص 175


یا اینکه در جای دیگر نسبت هایی به پیامبر اسلام داده اند که هر غیر مسلمانی اگر آن ها را بخواند، نعوذ بالله پی به شهوترانی پیامبر می کند، چرا که نوشته است " در یک ساعت با 11 نفر از زنانش نزدیکی می‌کرد " :


268 ـ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ بَشَّار، قَالَ حَدَّثَنَا مُعَاذُ بْنُ هِشَام، قَالَ حَدَّثَنِی أَبِی، عَنْ قَتَادَةَ، قَالَ حَدَّثَنَا أَنَسُ بْنُ مَالِک، قَالَ کَانَ النَّبِیُّ صلى الله علیه وسلم یَدُورُ عَلَى نِسَائِهِ فِی السَّاعَةِ الْوَاحِدَةِ مِنَ اللَّیْلِ وَالنَّهَارِ، وَهُنَّ إِحْدَى عَشْرَةَ. قَالَ قُلْتُ لأَنَس أَوَکَانَ یُطِیقُهُ قَالَ کُنَّا نَتَحَدَّثُ أَنَّهُ أُعْطِیَ قُوَّةَ ثَلاَثِینَ. وَقَالَ سَعِیدٌ عَنْ قَتَادَةَ إِنَّ أَنَسًا حَدَّثَهُمْ تِسْعُ نِسْوَة


ترجمه: انس گفت: رسول خدا صلی الله علیه وسلم در یک ساعت از شبانه روز بین یازده زن خویش می گشت! به انس گفتم: آیا او نیروی این کار را داشت؟ پاسخ داد: ما چنین می گفتیم که به او نیروی سی مرد داده شده است!



  صحیح البخاری  ج1 ص71


و در جای دیگر القاء آیات قرانی توسط شیطان به پیامبر اکر صلی الله علیه و اله نسبت می دهد که واقعا باعث تاسف است، زیرا چطور ممکن است خدایی که سخن از عصمت و مصونیت پیامبر خویش می کند و او را هدایتگر مردم معرفی می کند، نمی تواند او را القاء شیطان حفظ بکند؟ آیا وجود این روایات دال بر خلف وعده توسط خداوند نمی کند؟


وَقَالَ ابْنُ عَبَّاس ( فِی أُمْنِیَّتِهِ ) إِذَا حَدَّثَ أَلْقَى الشَّیْطَانُ، فِی حَدِیثِهِ، فَیُبْطِلُ اللَّهُ مَا یُلْقِی الشَّیْطَانُ وَیُحْکِمُ آیَاتِهِ. وَیُقَالُ أُمْنِیَّتُهُ قِرَاءَتُهُ ( إِلاَّ أَمَانِیَّ ) یَقْرَءُونَ وَلاَ یَکْتُبُونَ


ترجمه: بخاری در تفسیر سوره حج از ابن عباس در مورد کلمه " در آرزوی او ( رسول خدا)" روایت کرده است که:  وقتی که سخنی می گفت شیطان خود را در کلام او می انداخت اما خداوند آن چه را شیطان انداخته بود باطل می نمود و آیات خود را ثابت می ساخت.



صحیح البخاری ج3 ص160


ابن حجر عسقلانی در شرح خود بر صحیح بخاری می نویسد:


جری علی لسانه حین اصابه سنةٌ و هو لایشعر و قیل: إن الشیطان ألجأه الی أن قال بغیر اختیاره


ترجمه: بر زبانش جاری شد در حالی که به ایشان فراموشی دست داده بود و نمی فهمید و گفته شده است که شیطان او را وادار کرد که بی اختیار سخن گوید.



  فتح الباری  ج8 ص294


چگونه ممکن است کسی با مطالعه این موارد بسیار اندکی که ما بیان کردیم، پی به بطلان و فساد مذهب اهل سنت و وهابیت نکند؟

و آیا بهتر نیست که در مورد انتخاب دین و مذهب، تعصب های کورکورانه را کنار بگذاریم و با دلیل و برهان انتخاب بکنیم؟

آیا مذهبی که خود را مذهب حقه می داند، اینگونه باید به افضل و اعلم تمام خلائق توهین و تهمت ناروا بزند؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ مرداد ۹۷ ، ۱۸:۲۷
حسین نقی پور